فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

319

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

اسقف خوشروى كليسا آنها را از اورشليم آورده بودند . سفير با تقواى بسيار شمعها را پذيرفت و به خدمهء خويش دستور داد كه آنها را به خوبى نگاهدارى كنند . آنگاه به مأموران حفاظت اشياء گرانبهاى كليسا كه شمعها را آورده بودند صدقاتى قابل ملاحظه داد . از جمله ارمنيهاى متشخصى كه حضور داشتند پسر و يكى از برادران خواجه جعفر ، ثروتمندترين بازرگان اين شهرك بودند كه بيش از چند روز از مرگ وى نمىگذشت . پسرش كارهاى خير او را دنبال مىكرد و برادرش سمت قاضى مدنى جلفاى جديد را بر عهده گرفته بود - همچنان‌كه يك ايرانى نيز در همين شهرك قاضى امور جنائى بود و امور مربوط به شاه را زيرنظر داشت . چون پيش از اين گفته‌ايم ملشيزدك ، بطريق ارامنهء جلفا هنگام تشريفات مذهبى غايب بود بىمناسبت نيست در اينجا يادآور شويم كه وى در آن زمان به دربار رفته بود تا عليه كشيشى داود نام كه در مورد تصاحب مقام بطريقى يا خليفه‌گرى با وى به معارضه پرداخته بود اقامهء دعوى كند . چون اين مقام شرعا حق داود بود - زيرا بر خلاف ملشيزدك انتخاب وى طبق قوانين كليسا انجام گرفته بود - ملشيزدك در پيشبرد دعوى خود توفيق نيافت زيرا اولا از اعتبار پاپ و شاه اسپانيا مايه گذاشته بود و ثانيا براى تثبيت مقام خويش مبلغى گزاف به شاه ايران و وزيران وى پيشكش كرده بود . در زمان حيات خواجه جعفر شاه عادت داشت كه براى صرف ناهار به خانهء وى برود و از اين كار لذت مىبرد و اغلب اوقات چند روزى در خانهء خواجه مىماند ، زيرا به دستور او همهء زنهاى زيباى شهرك - چه دختر و چه زن شوهردار - بدون آنكه جرأت تخلف از امر شاه داشته باشند بر خلاف ميل شوهران و پدران در آنجا حاضر مىشدند . شاه در تابستان گذشته كه سفير در اصفهان بود نيز طبق عادت به خانهء پسر خواجه جعفر كه اينك به نام پدر خوانده مىشد رفت و به وى دستور داد كه همهء دختران و زنان زيباى محل را به خانهء مجلل خود بخواند . در اين سال بسيارى زنان و دختران بر اثر مراقبت دقيق پدران و شوهرانشان ، كه با تخلف از امر شاه جان و مال خود